خرید بک لینک

ســhttp://s4.picofile.com/file/7862602789/436032x06lk4lcqb.gifــلآم به شمآ دوستآن خوبمـــــ

به وب من خوش اومدیــــد!

امید وآرم خوشتون بیــــــآد!
_divid05


اینآ هم قوانین وب:


シンプル、カラフル のデコメ絵文字بدون نظر خآرج نشینــــシンプル、カラフル のデコメ絵文字

まるまる のデコメ絵文字نظر هآی بد حذف می شنـــ!まるまる のデコメ絵文字

فقط بآ دخترآ تبآدل لینک میشهــــ!

منو بآ اسم ♥√בﻟــنوشتــہ בפֿـــتـَر تـَنهــــا√♥ لینک کنینــــ!

پروفآیلم فعالهـــــــ

برچسب: نویسنده: hamed تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1391 ساعت: 21:26

آنـقـدر دلـم از رفـتـنـت بـــــد شکـسـت کـه نـمـیـدانـم وقـتـی بـیـایـی،
کـدام تـکـه اش خـوشـحـال خـواهـد شـد!


برچسب: نویسنده: hamed تاريخ: يکشنبه 28 آبان 1391 ساعت: 13:9

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يااَباعَبْدِاللّهِ....

فرا رسيدن ماه محرم را به عزادارن" راسـتيــنـش" تسليت عرض ميكنم!


برچسب: نویسنده: hamed تاريخ: جمعه 26 آبان 1391 ساعت: 9:40

هر چــﮧ بـےوفایــے کرد .. بـﮧ دلـפֿوشے بودنش با פֿود گفتمـ ـ ..
ایـטּ نیـز بگذرد ..!
لعنتـ ـ بـﮧ مـטּ ....
کـﮧ حتــے یـکـ ـ بار با פֿودْ نگفْتمـ ـ ،
او نیـز بگذرد ...!
+ نــﮧ لبـخندے ،نـﮧ کـلــآمے ،نــﮧ صدآیـے ،
چقدر سخْتْـ ـ اَستْـ ـ نفــسْ کشیدטּ ...
وقْتـے نبآشے ..

برچسب: نویسنده: hamed تاريخ: سه شنبه آبان 1391 ساعت: 19:25

به من نگو سیگار نکش...
بپرس برای کدام دردم سیگار میکشم...
بپرس اصلا چرا سیگاری شده ام...
مطمئن باش آن وقت خودت برایم کبریت میکشی...


برچسب: نویسنده: hamed تاريخ: سه شنبه آبان 1391 ساعت: 19:13

عادت ...!

چه طعم ِ تلخی دارد

وقتی آن را با عشق اشتباه بگیری .....!



برچسب: نویسنده: hamed تاريخ: شنبه 20 آبان 1391 ساعت: 19:21

چرا بغل کردن حس خوبی به آدم میده ؟

چون در سمت راست بدن قلب وجود نداره

و اونجا خالیه ولی وقتی کسی رو که دوست داری

بغلش میکنی قلبش اون جای خالی رو پر میکنه


و انگار که تو صاحب دو تا قلب شدی !



برچسب: نویسنده: hamed تاريخ: شنبه 20 آبان 1391 ساعت: 18:59

خیانت



تمام آن احساسی ست


که در آغوش من برای کسی دیگر داشتی ...!

برچسب: نویسنده: hamed تاريخ: شنبه 20 آبان 1391 ساعت: 18:55



میخواهی بروی؟
خب برو…
انتظار مرا وحشتی نیست
شبهای بی قراری را ...


میخواهی بروی؟
خب برو…
انتظار مرا وحشتی نیست
شبهای بی قراری را هیچ وقت پایانی نخواهد بود
برو…
برای چه ایستاده ایی؟
به جان سپردن کدامین احساس لبخند میزنی؟
برو..
تردید نکن
نفس های آخر است
نترس برو…

احساسم اگر نمیرد ..بی شک ما بقی روزهای بودنش را بر روی صندلی چرخدار بی تفاوتی خواهد نشست
برو…
یک احساس فلج تهدیدی برای رفتنت نخواهد بود
پس راحت برو
مسافری در راه انتظارت را میکشد
طفلک چه میداند که روحش سلاخی خواهد شد
برو…
فقط برو…..

برچسب: نویسنده: hamed تاريخ: شنبه 20 آبان 1391 ساعت: 18:52

درد را احساس میکنم ...!!

همچون کودکی زیر نوازش مادر ..!!

اگر نوشته هایم خط خوردگی دارد

به چشمان ِ نابینایم ببخش

کور کردم هر دو را

وقتی دیدنت را رویا میدانند !!

حالا دیگر جز تو

هیچ چیز نمیبینم ..!!



برچسب: نویسنده: hamed تاريخ: شنبه 20 آبان 1391 ساعت: 14:5

دخترک رفت ولی زیر لب این را میگفت :

” او یقینا پی معشوق خودش می آید “

پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود :

” مطمئنا که پشیمان شده برمیگردد “

عشق قربانی مظلوم ” غرور ” است هنوز . . .



برچسب: نویسنده: hamed تاريخ: شنبه 20 آبان 1391 ساعت: 13:53

بد ترین حالت ممکن اینه که
وقتی باهاش قهری پیامک میاد
همه تن و بدنت میلرزه چون فکر میکنی اوونه
بعد که میبینی اون نیست
خیلی داغون میشی
ولی غرور لعنت و حرفایی که ازش شنیدی روز آخر
اجازه نمیده بهش زنگ بزنی
منتظری اون اول بیاد سمتت
اونم نمیاد
توام نمیری

یه رابطه توو اوجش به همین راحتی تموم میشه.....!


برچسب: نویسنده: hamed تاريخ: جمعه 19 آبان 1391 ساعت: 16:26

گفتم تمام وجودم از آن تو بود...
مشکلت چه بود که با من چنین کردی؟؟؟

گفت:آنقدر خوبی که حالم را بهم میزنی


برچسب: نویسنده: hamed تاريخ: جمعه 19 آبان 1391 ساعت: 16:18

شنیده بودم : "پــــا" ، قــلب ِ دوّم است...

امّـا بـاور نـداشتـم...

تـا آن زمـان كه فهمـیـدم

وقتی دل ِ "مانـــدن" ندارم


پــای ِ ایستـادن هــم نـیست!!!!!!!


برچسب: نویسنده: hamed تاريخ: جمعه 19 آبان 1391 ساعت: 14:57

همه دردم این بود

عشقش بودموقتایی که عشقش نبود . . . !



برچسب: نویسنده: hamed تاريخ: جمعه 19 آبان 1391 ساعت: 14:52

خواستم حرمتمان کم نشود اما شد



سدّ این فاصله محکم نشود اما شد



خنده بر لب زدم از روی جنون تا شاید



فرصت گریه .....




خواستم حرمتمان کم نشود اما شد

سدّ این فاصله محکم نشود اما شد



خنده بر لب زدم از روی جنون تا شاید



فرصت گریه فراهم نشود اما شد



خواستم قصه ی ما چیز عجیبی مثل



قصه ی گندم و ادم نشود اما شد



خواستم تا بکشم با رغمت را بر دوش



سعی کردم کمرم خم نشود اما شد



وقت رفتن به تو لبخند زدم ثانیه ای



تا دلم بستری از غم نشود اما شد ..

برچسب: نویسنده: hamed تاريخ: جمعه 19 آبان 1391 ساعت: 14:38

گاهی با دویدن برای رسیدن به کسی دیگر نفسی برای ماندندرکنار او باقی نخوهد ماند!!!!!


برچسب: نویسنده: hamed تاريخ: جمعه 19 آبان 1391 ساعت: 10:59

خیلی دیره ؛

وقتی که تازهمی فهمی

اونی که ازهمه ساکت تر بود ،

بیشتر از همهدوستت داشت ،

ولی ....

تو حواست بهشیرین زبونی یه عشق دروغی بود ... !

برچسب: نویسنده: hamed تاريخ: جمعه 19 آبان 1391 ساعت: 10:45

براي ديدن ادامه ترول ها به ادامه مطلب برويد
RABI


















نظر يادت نره

برچسب: نویسنده: hamed تاريخ: پنجشنبه 18 آبان 1391 ساعت: 12:59

تابوتم فردا ازكوچه ات ميگذرد... چشم مپوشان....!

اين مرده همان است

كه بيمار تو بود...

برچسب: نویسنده: hamed تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1391 ساعت: 13:59

برچسب: نویسنده: hamed تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1391 ساعت: 13:50

هیچ کس تنهائیم را حس نکرد ، برکه طوفانیم را حس نکرد ،

او که سامان غزل هایم از اوست ، بی سر و سامانیم را حس نکرد . . .


برچسب: نویسنده: hamed تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1391 ساعت: 13:5

صفحه بندی